تاريخ : ۱۳۸٩/٩/٢٠ | ۸:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : گروه ادبیات استان کرستان

عناصر داستان

 

تعاریف

داستان و عناصر آن

 داستان یا نوول (Novel) اثری است روایی به نثر که مبتنی بر جعل وخیال باشد .)شمیسا)

 داستان یک سلسله وقایع حقیقی یا غیر حقیقی است به که به طور زنده و آمیخته با جزئیّات بیان شده باشد؛ به نحوی که متخیّله­ی خواننده یا مستمع بتواند آنان را آناً مجسّم کند.

 داستان نقل کردن وقایع به ترتیب حفظ پیوستگی زمان است؛ به طوری که شنونده یا خواننده را بر آن دارد که بخواهد بداند بعد چه پیش خواهد آمد. ( قاسم پور )

انواع داستان

در یک تقسیم بندی داستان­ها را به سه دسته تقسیم می­کنند: رمان، داستان کوتاه ،داستان کوتاه کوتاه .

 رمان :نثر روایی خلّاقه­ای که معمولاً طولانی و پیچیده و آمیزه­ای است از تجربیّات انسانی همراه با  تخیّل که با توالی حوادث بیان شده­است و در آن

 

 پیام (درون مایه) : پیام یک داستان همان روح حاکم بر داستان و درون مایه­ی آن است که آن را یک پارچه نگه می­ دارد و نتیجه­ی کلّی داستان را که همان مقصود نوشته است  دربر می­ گیرد که مخاطب آن را استنباط می­کند.

 طرح ( پی رنگ): طرح داستان که مهم ترین و ظریف  ترین عنصرداستان است، بیان ترتیب وتوالی حوادث برحسب روابط علّت ومعلولی می باشد. ازنکات عمده درطرح داستان ایجادتعلیق وانتظاردرخواننده است که او را وادار می­سازد تا خواندن داستان راتاآخر ادامه دهد.

 تجربه: اعمالی که درداستان حامل تجربیاتی است که این تجربیات گوناگون جدال­ها وحادثه­ها  را به وجود می­آورد.

 جدال: رویارویی شخصیت­ های داستان و یا رویارویی قهرمان داستان با خودش، طبیعت و یا خدا که منجر به ایجاد حادثه شود .

 حادثه : حوادثی که در جریان داستان نتیجه جدال­ها است که گاهی یک حادثه تمامی داستان را شکل می­دهد و این حوادث می­تواند واقعی و یا تخیّلی باشد.

 راوی داستان ( زاویه­ی دید) : دریچه یا شیوه­ای است که نویسنده برای روایت داستان انتخاب می­کند و از آن زبان منظر داستان را ارائه می دهد.

 

گروهی از شخصیّت­ها در زمینه­ی مشخّصی دست دارند.

 داستان کوتاه: روایتی منثور، کوتاه و فشرده از نقش آفرینی شخصیّت اصلی، پیرامون موضوعی یگانه بر پایه­ی توالی زمان است.

 داستان کوتاه کوتاه ( داستانک ) : شبیه حکایت­ها و لطیفه­ها بسیار کوتاه هستند و گاه در چند کلمه وچند سطر خلاصه می­شوند

تفاوت رمان و داستان کوتاه

( داستان کوتاه ساز تنهایی است و رمان یک سمفونی. میر صادقی )

 شرح مفصّل حوادث و زندگی شخصیّت­ها در رمان و بیان بخشی از زندگی و حوادث در داستان کوتاه.

 تنوّع و فراوانی شخصیّت­ها در رمان و محدود بودن شخصیّت­ها در داستان کوتاه.

 طول نوشته، در رمان بلند ( بیشتراز 50000 کلمه) و در داستان کوتاه ، کم ( کمتر از 2500 کلمه)

 تنوّع فضا و مکان در رمان و محدود بودن فضا و مکان در داستان کوتاه.

عناصر داستان

 

 

 موضوع: موضوع بذر اوّلیّه­ای است که در زمین ذهن داستان نویس کاشته می­شود و داستان بر پایه­ی آن رشد می­کند و شکل می­ گیرد.

  شخصیّت: شخصیّت­ها یا قهرمانان کسانی هستند که با کردار و گفتار خود سلسله حوادث داستانی را پدید می­آورند.

 زمینه: زمینه­ی اثر به تصویر کشیدن اوضاع و احوالی است که باعث آشنایی خواننده با شخصیّت­های داستان می شود . زمینه را توصیف نویسنده به وجود می­آورد؛ این توصیف باید در حوادث داستان اثر گذار باشد .

 فضای داستان: جوّداستان فضای ذهنی نوشته است که نویسنده با عبارات و توصیفات آن را به وجود می­آورد  و همانند گذاشتن دکور و تنظیم نور در تئاتر است.

 سبک: راه وروشی است که نویسنده برای عینیت بخشیدن به فکر و اندیشه و تخیّل خود بر می­گزیند. سبک شامل: طرز ترتیب و تنظیم  عقاید، انتخاب واژگان ، تصویر خیال، ساختار و تنوّع جمله­ها، ضرب آهنگ، تکرار، انسجام ، تأکید، وحدت و لحن است.

 لحن: ایجاد فضا در کلام است و شخصیّت­ها در زبان خود را معرّفی می­کنند؛ لحن می تواند رسمی، غیر رسمی، صمیمیانه مؤدّبانه، جدّی، طنزآمیز، عاطفی و... باشد.

 الگو: بافتی است که همه ی اجزای داستان را در خود جای می­دهد و به نحوی به هم مربوط می­کند و از این رو مفهومی شبیه به فرم در شعر است. الگو در واقع منطق داستان را پدید می­آورد.

 

 تصویر: توصیف­هایی که حواسّ خواننده را برمی­انگیزند تصویر نام دارند؛ تصاویر اغلب نوع نگرش و درون نویسنده را افشا می­کنند و در حقیقت محکی برای سنجش قوّت داستان می­باشند.

 گره افکنی : گره شامل چالش­ها و کش و قوس­هایی است که داستان را به سوی مقصد نهایی پیش می­برد. در داستان کوتاه این گره­ها معدود و در رمان زیاد و مرتبط به هم هستند.

 تعلیق: تعلیق پسایند منطقی رویدادهای پیش از خود است و ویژگی­هایی چون شورانگیزی، تنش زدایی و برانگیزانندگی دارد و خواننده را  به خوانش ادامه­ی داستان ترغیب می­کند؛ تعلیق زمینه ساز گره گشایی است.

 بحران: بحران دستاورد آخرین تنش شخصیّت و ضدّ شخصیّت و به بن بست رسیدن آنان است.

 اوج: اوج دستاورد سیر منطقی رویدادها است که پس از کمال بحران به وجود می­آید.

 گره گشایی، فرود و فرجام داستان از دیگر عناصر داستان به شمار می­آیند.

 

منابع ومآخذ:

1- انواع ادبی، سیروس شمیسا

2- فنّ داستان نویسی، ترجمه­ی محسن سلیمانی

3- واژه­های داستان نویسی، جمال میرصادقی

4- عناصر داستان،جمال میرصادقی

5- ادبیّات کودکان و نوجوانان، فرامرز نعمت اللّهی

6-ادبیّات کودکان و نوجوانان، حسین قاسم پور و یارویسی

7-ادبیّات کودکان و نوجوانان، ثریّا قزل ایاغ

 

 

 

 



  • آریس مت
  • خوانندگان و بازیگران
  • کارت شارژ همراه اول