تاريخ : ۱۳٩٢/٧/۱٠ | ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : گروه ادبیات استان کرستان

با تشکر و به نقل از (http://adabiyatekashmar.blogfa.com)

حرفاتو یک کم مزمزه کن.

رابطه ی شما با خودتان چگونه است؟

یک داستان درباره ی دوست و دوست یابی.

با حروف (ز-ن-د-گ-ی)زیبایی های جهان و زندگی را بیان کنید.

 باز باران با ترانه می خورد بر سقف قلبم.....(به صورت شعر نو)

 من می گویم ،پدر و مادرم می گویند.

  ۲۴۴۳۴ الو الو !شما فرشته هستید .ببخشید با خدا کار دارم...

 کلاس ادبیات ،کلاس ریاضی.

  اهل درسم ،روزگارم بد نیست.....(به صورت شعر نو)

   بالا شهر،پایین شهر

 همه چی آرومه ،من چقدر خوشحالم .

 دوست خوب ،عیب های من.

 می خوام یک چیزی بگم ،نمدونم بگم یا نگم .آقای  ...  میگه،راحت باش ..بگو.

 مادر ،فرشته ی مهربان

  شهر ما ، خانه ی ما

 آسمانی آبی ..دسته ای مرغابی...هست در دست یکی...کتاب و لپ تاپی...(شعر نو  )

 انشایی زیبا و جذاب بنویسید و با رعایت انسجام متن این بیت را در آن استفاده کنید:

خدایا سرده این پایین ،ازون بالا تماشا کن / اگه میشه فقط گاهی بیا دست منو ‹ها› کن

 بزک نمیر بهار میاد ،کمبزه با خیار میاد

 من ،شما،ایشان  و..)

 اگر چه عاشق برفم بهار هم خوب است.

 پژوهش در مورد زنان بزرگ

 این روزا تو شهر چه خبره؟

 اگر خورشید بودی دوست داشتی به کجا هر گز نتابی؟

 هنر یعنی نبودن روی خاشاک

 رنگ و مزه ی کتاب های درسی

 پنجره ای رو به دشت شقایق

 از خاک تا خورشید

 نامه ای به خدا

 چرا همیشه تقصیر را به گردن دیگران می اندازند؟

 بی صدا فریاد کن.

  خوش به حال من ،خوش به حال غروب،خوش به حال دریا

 درشت ترین تیتر دل من

 اگر روزی خورشید نباشد

 اسب غرور

 اگر سنگ و صخره ای در زندگی نباشد ،هرگز صدای آب زیبا نخواهد بود

 آ ن قدر شکست خوردم تا راه شکست دادن را آموختم.

 در روز های سخت با انسان های سخت این انسان های سخت هستند که پیروزند.

 اگر مجبور نبودید به مدرسه می رفتید به کجا می رفتید.

 احساس تنهایی

 چرا بعضی دوست دارند با افراد قدرتمند دوست شوند.

 شکرانه ی بازوی توانا بگرفتن دست نا توان است.

 چه کنیم که سر مشق دیگران باشیم.

 اگر روزی معلم نیاید ما چه کار می کنیم؟

 اگر دنیا سفید و سیاه می بود.

 قلم بردارید و با کلمات طرحی بکشید.

 نامه به نویسندگان کتاب فارسی.

 چه حرفایی با خدا دارید؟

 من تابستانم.

  من پاییزم.

 من زمستانم.

 من بهارم.

 آقای باد

 من کاغذ هستم.

 به فکر فردا باش ،نگران فردا مباش.

 من هر گز خسته نمی شوم.

 هر کسی حرف دلش را بزند.

 مصاحبه خیالی با یک شخصیت(بل-ادیسون-سعدی...)

 زنده ماندن با زندگی چه تفاوتی دارد.

 با فرا رسیدن پاییز ،شما به یاد چه چیزهایی می افتید؟

 بانک زمان

 صدای پای یلدا ،نرم نرمک به گوش می رسد.

 من گل هستم.

 قانون چیست؟

 یک روز در بازار  ...

 نانی که می خوریم...

 چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست.

در کنار پنجره ی خانه خود نشسته اید،پنجره را بگشایید،چه می بینید/دیده ها و شنیده های خود را بنویسید.

سحر به پنجره انگشت می زند که منم.

می خورد باران به شیشه مثل انگشت فرشته...

تصویر ذهنی خوبی از خود بسازید.

 



  • آریس مت
  • خوانندگان و بازیگران
  • کارت شارژ همراه اول