تاريخ : | | نویسنده : مدیر

علم بدیع:

آرایه های لفظی :سجع ، جناس ، واج آرایی، اشتقاق ، ردالعجز علی الصدر( تصدیر)، تکرار،ملمع

آرایه های معنوی: مراعات النظیر(تناسب)، تلمیح ، تضمین ، تضاد ، ایهام ، لف و نشر ، اغراق ،ارسال المثل تمثیل(و حسن طلب

الف )آرایه های لفظی :

سجع

- سجع: یکسانی دو واژه در حرف آخر ، وزن و یا هر دوی آن­هاست (در اصل آواز کبوتراست)

سجع مطرف:اشتراک دو کلمه در حرف پایانی غایت و نهایت

- انواع سجع: سجع متوازن: اشتراک در وزن باطل و ضایع

سجع متوازی: اشتراک هم در حروف پایانی هم در وزن نشیند و نبیند خوردند و بردند

- سجع در نثر و شعر به کار می رود ، فایده آن ایجاد موسیقی است.

نثری که در آن سجع به کار رود مسجّع نامیده می شود(سجع در نثر مانند قافیه است در شعر)0

- موازنه: تقابل سجع های متوازن در دو یا چند جمله است که به هم­آهنگی آن­ها می انجامد( در آثار سعدی و مسعود سعد سلمان) .

- مثال:

سعدی : گر بنوازی به لطف ور بگذاری به قهر حکم تو بر من روان ، زجر تو بر من رواست

گر بنوازی به لطف حکم تو بر من روان

↓  ↓  ↓  ↓  ↓    ↓    ↓    ↓    ↓

ور بگدازی به قهر زجر تو بر من رواست

ترصیع

- موازنه ای که تمام سجع های آن متوازی باشد ( ترصیع به معنی جواهر نشاندن است ) .

- مثال:

« فردوسی » خرد زنده جاودانی شناس خرد مایه شادمانی شناس

خرد زنده جاودانی شناس

↓      ↓      ↓      ↓

خرد مایه شادمانی شناس

جناس

- جناس  : یکسانی دو واژه در تلفّظ و اختلافشان در معنی است . (جناس در شعر و نثر به کار می رود)

- انواع جناس:

جناس تام:یکسانی دو واژه در تعداد و ترتیب صامت ها و مصوت هاست:

باز(پرنده)،باز(گشاده) ، خویش(خود)،خویش(فامیل و قوم)

جناس ناقص

اختلاف در مصوت های کوتاه حرکتی( مُرد ، مَرد)

اختلاف در نوع حروف(اختلافی):

·         در حرف اول(مضارع)کیش و ریش

·         در حرف وسط(لاحق)بازار، بیزار

·         در حرف آخر(مطرف)یاد،یار

اختلاف در تعداد حروف(افزایشی):

·         در اولرنج،مرنج

·         در وسطچمن،چمان

·         در آخرشفق،شفقت

جناس مرکب:اختلاف در ترکیب و جدا شدن بخشهای جناس است مرجان /مر،جان

 

- واج آرایی : تکرار یک واج صامت یا مصوت است در کلمات یک مصراع یا بیت به گونه ای که آفریننده موسیقی درونی باشد و بر تأثیر شعر بیفزاید.

- مثال: جان بی جمال جانان میل جهان ندارد هر کسی که این ندارد حقّا که آن ندارد (مصوت بلند آ ،حرف ج)

- شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینی(تکرارصامت ش )

تکرارصامت های خ و ز  (خیزید و خزآرید که هنگام خزان است        بادخنک ازجانب خوارزم وزان است  )

تکرارصامت خ . (خیال خال توبا خود به خاک خواهم برد        که زخال توخاکم شودعبیرآمیز. )

 

اشتقاق:یکسانی دویا چندواژه دردو یاچند صامت است که هم ریشگی راستین یا خیالی آنها به یاد می آورند.(زمانی دو

یاچند واژه آرایه ی اشتقاق دارند که هماهنگی داشته باشند،ولی جناس نباشند)

اشتقاق:

·         هم ریشگی راستین زمشرق سرکوی،آفتاب طلعت تو اگرطلوع کند طالعم همایون است طلعت،طلوع و طالع

·         همریشگی خیالی  به جای می سرخ  کین آوریم کمان وکمند وکمین آوریم   کمین،کمان و کمند   

 

ردُّالعجزعلی الصّدر(تصدیر)

ردّالعجزعلی الصّدر:تکرارمنظم یک واژه درآغازوپایان بیت است.(این تکرارتکامل بخش موسیقی شعراست)

 مثال :   آدمی درعالم خاکی نمی آید به دست          عالمی دیگرببایدساخت وازنو آدمی

تکرار

تکرار:هنگامی که یک واژه بیش از دوباریا بیشتر به صورت نامنظم دربیتی تکرارشود آرایه ی تکرار پدید می آید.که موسیقی درونی مصراع با آن

 بیشتر می شود.

   مثال: خیال روی کسی درسراست هرکس را            مرا خیال کسی،کزخیال بیرون است  

   سخن را سراست ای خردمند و بن میاورسخن درمیان سخن

ملمع

ملمع:درلغت به معنای درخشان وروشن است و دراصطلاح آن است که مصراع یا بیتی فارسی و مصراع یا بیتی به زبان دیگر باشدکه معمولا عربی وبه ندرت ترکی است

الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

 

ب)آرایه های معنوی

مراعات نظیر

- مراعات نظیر (تناسب): آوردن واژه هایی ازیک مجموعه است که با هم تناسب دارند،این تناسب می تواند ازنظر جنس،نوع،مکان،زبان،همراهی

و....باشد.

- مراعات نظیر سبب تداعی معانی است،این آرایه موجب تکاپوی ذهن می شود و درجستجوی همزاد،وهرنوع تناسب به شرط آگاهی می تواند

یادآور این همزاد باشد.

مراعات نظیر

  مراعات نظیر بیش ازهرآرایه ی دیگری در شعر و نثرفارسی به کاررفته است.

مثال:      ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد    چشم نرگس به شقایق نگران خواهدشد

           شبی در بیابان مکّه از بی خوابی پای رفتنم نماند، سر بنهادم و شتر بان را گفتم دست از من بدار

تلمیح

   تلمیح :   اشاره ای است به بخشی از دانسته های تاریخی، اساطیری و ...

  ارزش تلمیح به میزان تداعی دارد که از آن حاصل می شود ، هر قدر اسطوره ها و داستانهای مورد اشاره لطیف باشند تلمیح تداعی لذت بخش تری را به وجود می آورد.

    مثال:   ما قصّه­ی سکندر و دارا نخوانده­ایم          از ما بجز حکایت مهر و وفا مپرس   « حافظ»

           جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او          آن نور روی موسی عمرانم آرزوست  « مولانا »

تضمین

    تضمین : آوردن آیه ، حدیث ، مصرع یا بیتی از شاعری دیگر را در اثنای کلام تضمین می گویند.

    تضمین با ایجاد تنوع سبب لذت خواننده یا شنونده می شود (آگاهی شاعر را از موضوعات مختلف را نشان می دهد.)

      مثال: چه خوش گفت فردوسی پاکزاد       که رحمت بر آن تربت پاک باد

         «میازار موری که دانه کش است     که جان دارد و جان شیرین خوش است »

      چشم حافظ زیر بام قصر آن حور ی سرشت    شیوه­ی جنات تجری تحت الانهار داشت

تضاد

    تضاد آوردن دو کلمه با معنی متّضاد است در سخن برای روشنگری ، زیبایی و لطافت آن .

    تضاد قدرت تداعی دارد و ازین رو سبب تلاش ذهنی می شود ؛ تضاد در شعر و نثر به کار می رود.

     لعل سیراب به خون تشنه ، لب یار من است          وز پی دیدن او دادن جان کار من است

                    در هوایت بی قرارم روز و شب       سر ز کویت بر ندارم روز و شب

     تناقض(پارادوکس): آوردن دو واژه یا دو معنی متناقض است در کلام به گونه ای که آفریننده زیبایی باشد.

       مثال: هرگز وجود حاضر غایب شنیده ای من در میان جمع و دلم جای دیگر است

         از تهی سرشار جویبار لحظه ها جاریست    مهدی اخوان ثالث                  صدای سکوت همه جا را پر کرده بود

      حس آمیزی : آمیختن دو یا چند حس است در کلام به گونه ای که با ایجاد موسیقی معنوی به تاثیر سخن بیفزاید و سبب زیبایی آن شود.

          مثال: ببین! چه می گویم.         خبر تلخی بود.         بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم «حافظ»

ایهام

   ایهام : آوردن واژه ای است با حداقل دو معنی که یکی نزدیک به ذهن و دیگری دور از ذهن باشد ؛ مقصود شاعر معمولا معنی دور و گاه هر دو معنی است ؛ زمانی می توانیم آرایه ایهام را دریابیم که به معانی گوناگون واژه ها آگاه باشیم.

مثال: آواز تیشه امشب از بیستون نیامد      گویا به خواب شیرین فرهاد رفته باشد

           معشوقه فرهاد شیرینخواب خوش ، مرگ

   ایهام تناسب: آوردن واژه ای است حداقل با دو معنی که یک معنی آن مورد مورد نظر و پذیرفتنی است و معنی دیگر نیز با بعضی از اجزای کلام

تناسب دارد .(در ایهام تناسب تنها یک معنی به کار می آید ولی در ایهام گاه هر دو معنی پذیرفتنی است)

    مثال:   چنان سایه گسترد بر عالمی که         زالی نیندیشد از رستمی   ---     زال:پیرزن سپید مو             زال:پدر رستم

 

لف و نشر

آوردن چند واژه در بخشی از کلام که توضیح آنها در بخش دیگر آمده است.لف در لغت به معنای پیچیدن است و نشر به معنی باز کردن

 و منتشر ساختن.

لف و نشرمرتب : نشرها به ترتیب توزیع لفها باشد.(این نوع لف و نشر هنری تر است.)

مثال:

 به روز نبرد آن یل ارجمند                     به شمشیر و خنجر به گرز و کمند          

یلان را سر و سینه و پا و دس                برید و درید و شکست و ببست        

 شمشیر، سر ، برید - خنجر ، سینه ، درید - گرز ، پا ، شکست - کمند ، دست ، ببست

لف و نشر مشوش نشرها به ترتیب توزیع لفها نباشد.

: معنی آب زندگی و روضه ی ارم         جز طرف جویبارو می خوشگوار چیست؟

مبالغه (اغراق)

مبالغه: ادعای وجود صفتی در کسی یا چیزی در حدّ محال یا بیش از حدّ معمول.

اغراق از اسباب زیبایی و خیال انگیز شدن شعر و نثر است شاعر از طریق اغراق معانی بزرگ را خُرد و معانی خُرد را بزرگ جلوه میدهد.

در شاهنامه و دیگر آثار حماسی از مبالغه بسیار استفاده شده است

مثال:            ز سمّ ستوران در آن پهن دشت            زمین شد شش و آسمان گشت هشت

    فردوسی :   که گفتت برو دست رستم ببند           نبندد مرا دست ، چرخ بلند

     سعدی : بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران         کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

تمثیل

تمثیل: کلامی است که ضرب المثلی را در بر دارد و یا خود ضرب المثل است .

مثَل ها ، خلاصه و چکیده ی حکمت تجربی و فرهنگی یک قوم هستند و تاریخچه­ای را به دنبال خود می کشند و تأثیرشان بیشتر از عبارت های عادی

است .

مثال: چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی          زلیخا مرد ازین حسرت که یوسف گشت زندانی (حافظ )

     مولوی: از مکافات عمل غافل مشو               گندم از گندم بروید جو ز جو

     سعدی : مشک آن است که ببوید نه آن که عطّار بگوید

حسن طلب

حسن طلب : اگر شاعر(شخصی)از بزرگی در خواستی داشته باشد که آن را با کلامی زیبا و ظریف به صورتی بیان کند که زشتی طلب

و در خواست آشکار نشود آن را حسن طلب گویند.

   حافظ : مثال: رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید          وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید

کنایه

کنایه: پوشیده سخن گفتن است درباره امری ، با بیان نشانه، نمونه یا دلیل امر آن ، (کنایه دریافت معنی است از طریق استدلال).

کنایه سبب درنگ خواننده است ،ذهن او را به تلاش وا می دارد و حالات را برای او محسوس می سازد.

کنایه ادعای خود را با دلیل همراه می سازد از این رو مخاطب توان انکار آن را ندارد و آن را می پذیرد.

مثال:

فلانی ریش سپید است.

توجه به معنی اوّلریش سفید داشتن: حقیقت

توجّه به معنی دوم با تجربه بودن:کنایه

در کنایات معنی اوّل و نزدیک در حقیقت پلی است برای رسیدن به معنی دور(کنایه)

تشبیه

تشبیه : ادعای همانندی میان دو یا چند چیز است.

ارکان و پایه های تشبه: مشبّه، ادات تشبیه ، مشبّهٌ­به  و وجه شبه

مشبه: چیزی یا کسی که قصد مانند کردن آن را داریم. مشبّهٌ­به

وجه شبه : ویژگی یا ویژگیهایی مشترک میان مشبّه و مشبهٌ­به  است.

ادات تشبیه: واژه ای است که نشان دهنده پیوند شباهت است مانند : (چون مانند همچون ،مثل ، شبیه و...)

مشبّهٌ­به: چیزی یا کسی است که مشبّه ، به آن مانند می شود.

وجه شبه معمولاً باید در مشبّهٌ­به بارزتر و مشخص تر باشد.

مشبّه و مشبّهٌ­به: طرفین تشبیه نام دارند و در تمام تشبیهات حضور دارند امّا ادات و وجه شبه می توانند حذف شوند.

(دانا           چو        طلبه عطار   است خاموش و هنر نمای)

مشبّه      ادات تشبیه   مشب مشبّهٌ­به          وجه شبه

روی        چون         مهتاب                    زیبا

برای فهم یک تشبیه باید به سراغ مشبّهٌ­به  رفت که مهمترین پایه ی تشبیه است زیرا وجه شبه از آن استنباط می شود .

غرض از تشبیه: هدف از تشبیه ،توصیف ، اغراق ، مادی کردن حالات و ... است.

تشبیه بلیغ: تشبیهی که ادات تشبیه و وجه شبه آن حذف شود«بلیغ» نام دارد (تشبیه بلیغ رساترین تشبیه و زیباترین نوع تشبیه است و تأثیرآن از انواع دیگر تشبیه بیشتر است که اضافه ی تشبیهی نیز نامیده می شود .) مانند: درخت دوستی  ، لب لعل

تشبیه مفرد: تشبیهی است که مشبه به آن تنها یک چیز است و صفت یا صفاتی که وجه شبه ا ند از همان یک چیز استنباط می شوند.

توهمچو صبحی و من شمع خلوت سحرم وجه شبه :یک صفت (روشنی)

تشبیه مرکّب : وجه شبه درآن از دو یا چند چیز که با هم آمیخته اند گرفته می شود (طرفین تشبیه دو چیز یا بیشتر است )

مثال: دیده اهل طمع به نعمت دنیا پر نشود همچنان که چاه زشبنم ، وجه شبه دو صفت ناتوانی مانند چیز کوچک (نعمت دنیا و شبنم برای پر کردن یک   ، حجم وسیع دیده اهل طمع و چاه).

ابر هزار پاره بگیرد ستیغ کوه چون لشکری که رو به سوی دشمن آورد ( فراوانی و قرار گرفتن در ارتفاعات )

استعاره

در استعاره لفظ در غیر معنی اصلی به کار می رود .

استعاره مصرحّه (آشکار) : مشبّهٌ­به یک تشبیه است که همه پایه های آن حذف شده است و فقط مشبّهٌ­به باقی مانده است.

غرض از استعاره مصرحه :   اغراق ،تأکید ، ایجاز، محسوس و عینی کردن امور و... است.

فرق تشبیه و استعاره: تشبیه ادّعای همانندی است ولی استعاره ادعای یکسانی ،در استعاره ،تشبیه به فراموشی سپرده می شود گویی که مشبّه

فردی از افراد مشبّهٌ­به است ،استعاره از تشبیه ،روان تر و خیال انگیز تر است .

استعاره ،بارزترین تصویر در شعر غنایی است زیر می تواند عواطف و احساسات لطیف را بیان کند.

مثال :

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایبان دارد

یار (بت )     چهره ( گل )    زلف (سنبل)

در مثال کلمات :بت و گل و سنبل استعاره هستند.

ژاله از نرگس چکید و برگ گل را آب داد          وز تگرگ ناز پرور مالش عناب داد  

ژاله ( اشک )    نرگس ( چشم )   برگ گل ( صورت )   تگرگ ( دندان )     عناب ( لب )

استعاره مکنیه (تشخیص) : مشبّهی است که به همراه یکی از اجزا یا ویژگی های مشبّهٌ­به می آید .این ویژگی وجه شبه یا یکی از وجه شبه­های بین مشبّه و مشبّهٌ­به است.

استعاره مکنیه ای که مشبّهٌ­به آن«انسان» باشد تشخیص نام دارد.

استعاره مکنیه از استعاره مصرحه و تشبیه بلیغ تر و رساتر و مؤثّر تر است زیرا ذهن برای فهم آن نیازمند دقت تأمّل و تلاش بیشتری است

مانند : گل خوبی ،دیده عقل ،کنگره عرش ،دست روزگار ،

حقیقت / مجاز

حقیقت : اوّلین و رایج ترین معنایی است که از یک واژه به ذهن می رسد.

مجاز: به کار رفتن واژه ای است در غیر معنی حقیقی به شرط وجود علاقه(رابطه و قرینه.)

مثال: مسابقات کشتی در ایران انجام شد، و ایران به مقام دوم رسید.

کشور ایران مجاز (تیم کشتی ایران حقیقت )

سرش را کوتاه کرد ( موی سرش را کوتاه کرد )

_

 



  • آریس مت
  • خوانندگان و بازیگران
  • کارت شارژ همراه اول